محمد بن حسين البيهقي

811

تاريخ بيهقى ( فارسي )

چه گناه بزرگى ، بزرگ صفت جرم و اينت قيد بزرگ ، اگر بعد از اينت اسم باشد حالت صفت براى آن اسم دارد و اگر صفت آيد حالت قيد ، سعدى فرمايد : دوست نزديكتر از من به من است * وينت مشكل كه من از وى دورم نقل از صفحهء 164 گلستان ، بكوشش نگارنده ( 10 ) - بحاصل نيايد : همانا بدست نيايد ، فعل مضارع با باى تأكيد ( 11 ) - مىخورد : مضارع استمرارى ( 12 ) - سپس آنكه : شبه حرف ربط ، پس از آنكه ( 13 ) - نيز : ديگر از اين پس ( 14 ) - محتشم : حاكمى با حشمت و شكوه ، صفت جانشين موصوف ، نظامى فرمايد : بىگنهى نزد شهى محتشم * گشت بقتل چو خودى متهم ( 15 ) - برمانيد : بگريزاند و فرار داد ( 16 ) - نثار : بكسر اول هديه و پيشكش ( 17 ) - از قديم باز : از ديرباز ( 18 ) - رسم رفته است : مرسوم و متداول شده است ( 19 ) - فراخور : درخور و متناسب ( 20 ) - تائى چند : چند تائى ( 21 ) - نسخت : سياهه و صورت ص 685 ( 1 ) - تلطف : نرمى و مهربانى كردن ( 2 ) - محال : بفتح اول و تشديد دوم جمع محل ( 3 ) - بدست و پاى بمردند : سخت بيمناك شدند و ترسيدند ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 51 شمارهء ( 10 ) ( 4 ) - بديهت : بفتح اول و كسر دوم بديهه بمعنى بىانديشه آمدن سخن - بر بديهه : بىانديشهء پيش ، متمم قيدى ( 5 ) - تا : حرف ربط ، گاه بر آغاز جملهء جزا براى تأكيد آورده مىشد ، سعدى فرمايد : بنده چه دعوى كند ؟ حكم خداوند راست * گر تو قدم مىنهى تا بنهم چشم راست نقل از صفحهء 277 كتاب حروف اضافه و ربط ، بكوشش نگارنده ( 6 ) - كافه : همه ( 7 ) - بازگردند : بازروند ، فعل امر غايب سوم شخص جمع ( 8 ) - وجه بايد نهاد : براى وصول اين مال بايد راه و روشى معين كرد - در نسخه‌بدل « چه بايد نهاد ؟ » آمده است كه در اين صورت شايد معنى آن چنين باشد : در باب گرفتن اين مال تكليف چيست و چه قرارى بايد گذاشت ( 9 ) - معمور : آباد كرده يا آبادان ، اسم مفعول از عمران ( 10 ) - سخت سست جوابى : پاسخى بسيار نااستوار و بىمعنى ، تقديم صفت براى تأكيد ( 11 ) - خواستنى : مطالبه كردنى و درخور خواستن ( 12 ) - طوع : بفتح اول و سكون دوم فرمانبردارى و اطاعت ( 13 ) - فبها و نعم : پس بسيار خوب و چه بهتر مخفف جملهء « فبها المراد و نعم المطلوب » نيز نگاه كنيد به صفحهء 220 شمارهء ( 23 ) ( 14 ) - لت : بفتح اول زدن و كوفتن و شلاق ( 15 ) - بسيار : فراوان - برخى حدس زده‌اند كه اين كلمه مصحف يسار بفتح اول باشد بمعنى توانگرى ( 16 ) - درپيچيد : سخت زير فشار گذاشت و اصرار و ابرام كرد ( 17 ) - اجابت نكردند : نپذيرفتند و قبول نكردند ( 18 ) - روى گفتار نبود : امكان سخن گفتن